این سخن امین است ولایق قبول تام که مسیح عیسی بدنیا امدتا گنا هکاران را نجات یابند که من بزرگتر ین آنها هستم .نامه پولس رسول به تیمو تاوس


مجله هفتگی روحانی برای دوستداران مسیح


مجله هفتگی ر وحانی  مسیحی


مجله هفتگی ر وحانی  مسیحی



مجموعه حیات وحش زندگی مجموعه حیات وحش زندگی
محصول پائیز 2009 بسیار زیبا و دیدنی
زیرنویس فارسی شده با کیفیت عالی
آموزش زبان انگلیسی Extra
هم سریال ببینید، هم زبان یاد بگیرید!
روش جدید آموزش زبان انگلیسی با فیلم
X
تبلیغات در بلاگ اسکای
: مسئله ایمان و شک از دیدگاه پل‏تیلیش


مسئله ایمان و شک از دیدگاه پل‏تیلیش

على موحدیان

مقدمه

پل تیلیش (1) در آخرین سال‏هاى قرن نوزدهم، 20 اگوست 1886، در استان براندنبورگ (2) آلمان، در خانواده یک کشیش لوترى متولد شد. شخصیت او تحت تاثیر پدر و مادر وطبیعتى که در آن رشد کرد ترکیبى شد از احترام به سنت، گرایش‏هاى آزاداندیشانه، و تاحدى نگرش رومانتیک. اولین مطالعات او در هنر و ادبیات روم و یونان قدیم بود; دردانشگاه فلسفه و الهیات خواند و از دانشگاه برزلو (3) دکترى فلسفه گرفت و سپس به کلیساپیوست. ابتدا روحانى کلیساى لوترى انجیلى استان براندنبورگ بود و سپس، در جنگ‏جهانى اول، به عنوان کشیش در ارتش فعالیت کرد. تیلیش تحت تاثیر جنگ به سیاست‏پرداخت، اما از علاقه‏اش به فرهنگ و هنر کاسته نشد; تا آن که ثمره این ملغمه در الهیات‏تدافعى ظاهر گشت، الهیاتى که رسالتش لنگر انداختن در آشوب فرهنگى آن عصر بود.در همان جنگ، میل به اهداف اصلاح‏گرایانه سوسیالیستى در وى رخ نمود، و بالاخره،در اثر آشنایى با و آثار کرکگور، (5) به اگزیستانسیالیسم میل کرد. با وجود این،فلسفه او را از الهیات دور نساخت، اما هم از الهیات دیالکتیکى بارت، که در آغاز متاثر ازآن بود، و هم از ناسیونال سوسیالیسم فاصله گرفت. همین امر تقدیر او براى هجرت به‏آمریکا را رقم زد و بخش اعظم دوره دانشگاهى وى، همراه با عظیم‏ترین کارهایش، درآن دیار واقع شد [17 - 7 : 1]. (6) یک نکته مهم دیگر; تیلیش را همه به دشوارنویسى و بلکه مبهم‏گویى مى‏شناسند. این که چه عاملى در این کار بوده مدنظر ما نیست، اما این هست که اولا ما با این مشکل‏چه مى‏کنیم؟ و دیگر این که از ورود به این مضیقه در طلب چه‏ایم؟ با مشکل ابهام وپیچیدگى سخن تیلیش همان مى‏کنیم که دیگران مى‏کنند: یعنى با این در و آن در زدن‏سعى مى‏کنیم چیز محصلى بفهمیم. خواننده دانشور ما خواهد پذیرفت که الهام‏هایى که‏از یک سخن گرفته مى‏شود و زاویه‏هایى که باز مى‏گردد گاه از خود آن سخن و مرادگوینده پربارتر است. هر چند فهم مراد تیلیش مورد اهتمام بوده، اما این مقاله بیشتر آن رابهانه ساخته است، و شاید این همان چیزى باشد که خود تیلیش نیز از خواننده‏اش انتظارداشته، یعنى «شجاعت فکر کردن درباره سؤالات اساسى در باب الهیات‏» [14 : 1].

از مهم‏ترین مسایل کلامى این است که ایمان چیست؟ چه نسبتى با شک دارد وچه رابطه‏اى با علم و با عقل؟ Dynamics of Faith (7) همین بوده است، اما راه حلى که وى ارائه مى‏دهد، نکته‏هاى بسیارمهم دیگرى را نیز در بردارد، که شاید مهم‏ترین آنها جزء ساختارى و لازمه لاینفک ایمان‏دانستن شک است; اما چگونه؟ پاسخ این پرسش در گرو کشف ماهیت ایمان است.

ایمان چیست؟

از نظر تیلیش، ایمان نه علم به حقیقتى است، نه اعتقاد به گزاره‏اى، نه اختیار عقیده‏اى (ازآن‏رو که یک انتخاب ارادى است)، و نه احساس شخصى خاصى نسبت‏به کسى یاچیزى. هر چند همه اینها را گفته‏اند، و همه اینها نیز در ایمان نقش دارند، اما خود ایمان‏فقط یک «وضعیت‏» یا حالت است. «ایمان در اندیشه مهم‏ترین امر زندگى بودن است‏»[1:2]; به عبارت دیگر، ایمان وضعیتى است که در آن انسان به وسیله امرى به عنوان‏مهم‏ترین غایت زندگى فرا گرفته مى‏شود. «واپسین دغدغه‏» (8) از مهم‏ترین مفاهیم در تفکرتیلیش است. خود وى با تعابیرى از آن یاد مى‏کند، هر چند تعبیر «دغدغه‏» (11) را ترجیح مى‏دهد و آن را اعم از«جدى گرفتن‏» مى‏داند. واپسین دغدغه آن چیزى است که انسان حاضر ست‏برایش‏کشته شود [7:3]. تیلیش در جاى دیگر از این هم فراتر مى‏رود و «آنچه انسان حاضراست‏برایش کشته شود» را کافى نمى‏داند، زیرا معتقد است مقدساتى هستند که بسیاربالاتر از زندگى شخص تلقى مى‏شوند اما واپسین دغدغه او نیستند. او «مسئله بودن ونبودن‏» را مناسب‏تر مى‏داند، یعنى «آنچه انسان حاضر است‏برایش بود خویش را فداکند» [20:3].

بدیهى است میان «حالت دغدغه مهم‏ترین چیز را داشتن‏» با محتواى دغدغه نهایى‏تفاوت هست. ایمان همان اولى است، یعنى حالت و وضعیتى که در انسان پدید مى‏آید ودلش را به این مشغول مى‏سازد که فلان چیز باید متعلق والاترین همت من باشد. اما این‏که آن چیز چیست، خداست‏یا پول یا موفقیت اجتماعى، ملیت است‏یا... همه اینهامحتواى ایمان را مى‏سازد نه خود ایمان را. ایمان فرا گرفته شدن با یک دغدغه نهایى‏است، و خدا و... نامى است و عنوانى از محتواى این دغدغه.

به این ترتیب، هیچ کس نیست که دغدغه نهایى، یا ایمان، نداشته باشد. تیلیش معتقداست همه، حتى آدم‏هاى بدبین و شکاک، داراى وجهه همت، جدى‏ترین هدف، یادغدغه واپسین‏اند. به عبارت دیگر، همه «مؤمن‏» هستند، اما مؤمن به چه، تفاوت‏مى‏کند. البته تیلیش دغدغه‏هاى فانى و گذرا، مثل موفقیت و ملیت را به «بت‏» و کیش‏بت‏پرستى تاویل مى‏کند. مراد او از «بت‏» واقعیت‏هاى مقدمى و گذراست که به گزاف‏مطلوب نهایى بشر قرار مى‏گیرد.

تعبیر «فرا گرفته شدن‏» از سوى چیزى به عنوان مهم‏ترین امر زندگى که باید وجهه‏همت انسان قرار گیرد، در بردارنده دو نکته مهم است: اول این که، در نظر تیلیش‏«واپسین دغدغه‏» آن چیزى است که ما را فرا مى‏گیرد نه آنچه ما تصمیم مى‏گیریم واپسین‏دغدغه ما باشد [8:3]; بنابراین، به گونه‏اى غیرارادى است. واپسین دغدغه گاهى ازمحیط به ما به ارث مى‏رسد و گاهى تحت تاثیر مستقیم‏تر عاملى از خارج ما را فرامى‏گیرد; مثلا «در یک سخنرانى یا در صحبت‏با یک دوست چیزى که تا آن زمان براى مابى‏اهمیت‏بود مهم‏ترین مسئله زندگى ما مى‏شود» [9:3]. دیگر این که، واپسین دغدغه‏همیشه آگاهانه نیست [50:3]; و چه بسا انسان نداند کى و کجا و چگونه با محتواى ایمان‏خویش فرا گرفته شد. بنابراین، «ایمان ساخته و پرداخته عقل، اراده و حواس نیست‏»[133:6]. تیلیش در توضیح ایمان به منزله واپسین دغدغه، دو نکته دیگر را نیز تذکرمى‏دهد: نکته اول این که در هر کیش و مذهبى «واپسین دغدغه‏» ممکن است چیزى‏دیگر باشد [5-4:4]: رسیدن به نیروانه، اتحاد با خدا، معرفت آتمن، هماهنگى با دائو،مشارکت در مسیح، راه یافتن به بهشت و... ; و نکته دیگر این که دو «واپسین دغدغه‏» درعرض هم ممکن نیست [59:5]; چرا که یک دایره دو مرکز ندارد و هیچ سلسله‏مراتبى‏نیست که دو راس داشته باشد.

تا این‏جا دریافتیم که ایمان تیلیش نه از سنخ علم است و نه از مقوله اراده و انتخاب ونه از جنس احساس. او در تبیین ماهیت ایمان به راه دیگران نمى‏رود، بلکه ایمان را یک‏«وضعیت‏» مى‏شمارد، وضعیتى مرکب از: دغدغه مهم‏ترین چیز زندگى را داشتن و فراگرفته شدن از سوى امرى به عنوان مهم‏ترین چیز زندگى. یکى دیگر از مشخصه‏هاى‏ایمان، که در تبیین تیلیش به صورت تنزیهى بیان مى‏شود، این است که «ایمان نه یک‏کارکرد از کارکردهاى ذهن است و نه از چنین مقوله‏اى برگرفته مى‏شود» [133:6]، بلکه‏ایمان عمل محورى (12) یا فعالیت کل شخصیت انسان است. تیلیش این قید را به منظوراحتراز از نگاه به ایمان به مثابه یکى از کارکردهاى تشکیل‏دهنده کل شخصیت آدمى‏مطرح مى‏کند. عمل اصلى و محورى بودن ایمان بدان معناست که «در مرکز فعالیت‏هاى‏حیاتى زندگى شخصى انسان قرار مى‏گیرد و شامل همه عناصر زندگى او مى‏شود»; یعنى‏«برخاسته از بخش خاص یا کارکرد خاصى از کل وجود آدمى نیست‏»، بلکه اصلى‏ترین‏عمل ذهن است [1:2]. به عبارت روشن‏تر، ایمان برایند همه فعالیت‏هاى آدمى، یا نقطه‏پرگار تمام تکاپوهاى او است.

تیلیش «اصلى و محورى بودن ایمان‏» را نقطه اتکایى براى برملا ساختن‏تحریف‏هایى که از ایمان شده است قرار مى‏دهد. او معتقد است تعبیر و تفسیرهاى‏تحریف‏آمیز از ایمان، خاصه در عصر علم، سبب بیگانگى بسیارى از مردم از دین گشته‏است [1:2]. تحریف ایمان، از نظر او، درست وقتى اتفاق مى‏افتد که یکى از کارکردهاى‏تشکیل‏دهنده کل شخصیت، تقریبا یا کاملا، با ایمان یکى گرفته شود [1:2]. تیلیش سه‏تحریف از معناى ایمان را که در طول تاریخ دین صورت گرفته است، یادآور مى‏شود:

1. تحریف روشنفکرانه معناى ایمان

در این تفسیر، ایمان با عقیده (13) خلط مى‏شود. «باور داشتن‏» از دو مقوله خارج نیست: یایک تصدیق علمى است، که الزاما بر استدلال کافى نیز مبتنى نیست، و یا اعتماد (تعبد)بر یک حجت قدسى است. در هر صورت به ساحت معرفت نظرى (14) تعلق دارد، چه به‏اتکاى علم بى‏واسطه یا شاهد ماقبل تجربى (15) یا شاهد تجربى (16) به وجود آمده باشد، و چه‏به اتکاى حجت‏هایى که خود متکى به شواهد مستقیم یا غیرمستقیم‏اند [1:2]; اما ایمان‏چنین نیست، بلکه با تمام وجود شرکت جستن در موضوع واپسین دغدغه خویش است.مراد از موضوع واپسین دغدغه، محتوا و مصداق شخصى از آن است که هر کس براى‏خود در نظر دارد. این معناى تحریف‏شده از ایمان (از نظر تیلیش)، ایمان را گونه‏اى ازدانش مى‏شمارد که بر دلایل و مدارک داراى ارزش کم‏تر تکیه مى‏کند ولى، در عوض، باحجیت دینى حمایت مى‏شود; حال آن که ایمان اصولا امور متعلق به دانش تجربى یاماقبل تجربى را، چه در گذشته و چه در جهان امروز، نفى یا اثبات نمى‏کند [1:2]. این نه‏بدان معناست که ایمان حاوى هیچ قطعیتى نیست، بلکه قطعیت و اطمینان ایمان متمایزاز قطعیت علمى است. تیلیش به دو قسم قطعیت (17) اعتقاد دارد: 1. قطعیت وجودى، به‏این معنا که انسان با تمام وجودش در امرى درگیر شود، نه فقط به نحو انتزاعى و ذهنى;2. قطعیت نظرى. تیلیش قطعیت ایمان را از نوع اول مى‏داند، نه دوم تا به دانش یا باورى‏با درجه بیشتر احتمال صحت تاویل شود [1:2].

2. تحریف معناى ایمان با داوطلبانه‏انگارى آن

در این تفسیر تحریف‏شده از ایمان، نارسایى دلایل ایمان به عنوان یک فعل علمى، باکمک «اراده مؤمن به این که معتقد باشد»، جبران شده و سر و صورت پیدا مى‏کند. براى‏مثال، آموزه «تجسد» گرچه ممکن است مستند به استدلال کافى نباشد، اما یک مسیحى‏مى‏خواهد که آن را باور کند و مى‏کند. اما تیلیش این را نمى‏پذیرد. از نظر او بدیهى است‏که اراده تولید ایمان نمى‏کند، بلکه ایمان به مثابه واپسین دغدغه از پیش به مؤمن اعطاشده است [12:2]. اشکال اصلى تفسیر یاد شده، علمى انگاشتن عمل ایمان است، عمل‏علمى ناقصى که با فعل ارادى کامل مى‏شود. تیلیش، در جایى، فلاسفه و دانشمندان را ازاین دو قسم تحریف در معناى ایمان بر حذر مى‏دارد و متکلمان و ارباب کلیسا را مسئول‏مى‏شمارد [52:5].

3. تحریف ایمان با احساسى‏انگارى آن

در این تفسیر، ایمان را امرى شخصى و خصوصى معرفى مى‏کنند که انعکاسى است ازاحساسات هر فرد. این رویکرد در اثر مشکلاتى که در تفسیر ایمان به عنوان موضوع‏عقل، یا موضوع اراده، یا موضوع دوجانبه هر دو، بروز مى‏کرد پدید آمده است [3:2].

البته در عمل ایمان به مثابه «عمل همه وجود آدمى‏»، احساس نقش مهمى ایفامى‏کند، و حتى خود همین «احساس‏» خواندن ایمان، به وجهى، حاکى از درگیرى همه‏ابعاد وجودى شخص در مسئله است; اما دین فقط یک احساس شخصى نیست، به‏گونه‏اى که هیچ ادعایى در خصوص حقیقت نداشته باشد و در حوزه فرهنگ، علم، تاریخ، روان‏شناسى و سیاست رقابتى نجوید. ایمان واپسین دغدغه انسان است، و به‏خاطر همین دغدغه نهایى و تعهد بدان دعوى حقیقت دارد. [3:2]

تیلیش ایمان را عمل همه وجود شخص یا «عمل شخصیت فراگیر او» (18) مى‏داند، لذامعتقد است هر سه عنصر عقل (ادراک و معرفت و پذیرش)، احساس (جذبه و شور وتسلیم) و اراده (سرسپارى و عمل و اطاعت) را با هم در خود دارد. او چنین مى‏انگارد که‏انفراد هر کدام از این عوامل مخل به ایمان است و به نوعى امپراتورسالارى مى‏گراید که‏مى‏خواهد بقیه عوامل را به مهار خویش در آورد. تسلیم صرفا احساسى بدون پذیرش‏عقلى و بدون اطاعت و سرسپارى عملى کارى اساسى نیست، و بیشتر قاهرانه است تاشاعرانه و از روى اراده. همین‏طور، پذیرش عقلى بدون مشارکت احساسى در دین آن رابه یک فعل ادراکى غیرشخصى تاویل مى‏برد. و همچنین، اطاعت و سرسپارى و اراده‏بدون پذیرش عقلى و بدون احساس به بردگى و بى‏هویتى مى‏انجامد (19) [53:5].

ایمان و شک

دیدیم که تیلیش ایمان را، از یک سو، «عمل شخصیت انسانى‏» [16:2] و «عمل محورى‏و فراگیر» (20) تلقى مى‏کند و از سوى دیگر، آن را، به وجهى، غیر خودآگاه و غیرارادى‏مى‏شمارد. ایمان، از این حیث، «عمل موجود متناهى است اما نه مستقلا، بلکه در پى‏فراگرفته شدن از سوى نامتناهى‏». «عمل ایمان شامل دو بخش است: 1. فرا گرفته شدن‏از سوى نامتناهى (به این که واپسین دغدغه ما شود); 2. روى آوردن متناهى به‏نامتناهى‏» [16:2]. بنابراین، عمل ایمان مشارکتى است میان امر متناهى با امر نامتناهى;از این‏رو عملى است که از یک سو محدودیت‏هاى کار فاعل متناهى را داراست (مثل‏عدم اطمینان و خطر کردن)، و از سوى دیگر خصوصیات عمل فاعل نامتناهى را. «درعمل ایمان، که از سوى متناهى صورت مى‏گیرد و محدود به همه محدودیت‏هاى این‏سنخ فاعل است، نامتناهى فراسوى محدودیت‏هاى عمل متناهى مشارکت مى‏کند»[16:2].

این آبشخور دوگانه درخت ایمان، در تفکر تیلیش، ثمره‏اى دوگانه به بار مى‏آورد.ایمان تیلیش از یک حیث‏یقینى، و از حیث دیگر غیریقینى است; از این حیث که مؤمن‏«امر قدسى‏» را تجربه مى‏کند (یعنى از سوى امرى نامتناهى به عنوان «مهم‏ترین چیز»فراگرفته مى‏شود) یقینى است، اما از آن حیث که موجود متناهى امر نامتناهى (متعلق‏ایمان) را درک مى‏کند غیریقینى خواهد بود. بنابراین، ایمان شامل دو عنصر است:1. آگاهى بى‏واسطه‏اى که یقین‏بخش است; 2. عدم یقین، یا شک. «آنچه یقینى است‏خود همین نهایى و واپسین بودن و شوق و هیجان بى‏پایان است‏» [17:2] که بى‏واسطه وبه نحو حضورى درک مى‏کنیم چیزى باید وجهه تمام همت ما و غایت همه زندگى ماباشد، و احساس مى‏کنیم شور و شوق وافرى نسبت‏به آن داریم. «درک این حقیقت، مثل‏ادراک خودمان از خودمان، مافوق شک و تردید است.» اصلا این خود ما هستیم در مقام‏استعلاى خویش. و آنچه عارى از یقین یاد شده است محتوا و متعلق دلبستگى واپسین‏ماست، که یقین نداریم باید ملت و لیت‏باشد، یا رفاه و خوشبختى، یا آلهه‏اى، یا که‏«خداى کتاب مقدس‏» [17:2]. این را نمى‏توان بى‏واسطه وجدان کرد و پذیرش هر کدام‏از این امور به عنوان واپسین دلبستگى یا وجهه همت‏یا غایت زندگى، خطر کردن است ودر نتیجه، مستلزم عمل شجاعانه; مبادا آنچه را غایت زندگى و واپسین دلبستگى خودقرار داده‏ایم غایتى بدوى، فانى و گذرا بوده باشد. در نظر تیلیش، عنصر شجاعت درایمان نقش مهمى ایفا مى‏کند. او بعدها بیشتر بدان مى‏پردازد.

اکنون، به طور طبیعى، این سؤال در ذهن نقش مى‏بندد که آیا مى‏توان اطمینان یافت‏که آنچه مرا به عنوان واپسین دغدغه زندگى فرا گرفته است، حقیقتا شایسته این عنوان‏هست‏یا نه؟ که اگر مى‏توان، پس چرا عاقلانه عمل نکنیم و تا حصول اطمینان از حقیقى‏بودن واپسین دغدغه خویش از خطر کردن نپرهیزیم؟ و اگر نه، چرا؟ و چه چیزى ما رامجبور به خطر کردن مى‏سازد؟ ظاهرا تیلیش حصول چنان علم و اطمینانى را جزءدست‏نایافتنى ایمان مى‏داند، و از این‏رو، پاسخ او به قسمت اول سؤال منفى است. اما دراین باره که چه چیزى ما را به خطر کردن وا مى‏دارد، شاید در مجموع بتوان از او پاسخ‏گرفت که «کششى مرموز از جانب امر نامتناهى‏»، و خود همین یقین به این که چیزى‏هست که باید واپسین غایت زندگى باشد، و بالاخره اشتیاق ذاتى انسان به استعلا (21) اینهاحقایقى هستند که ما را وامى‏دارند تا، به‏رغم تردیدى که داریم، دست‏به عمل ایمان‏بیازیم و آنچه را از سوى آن فرا گرفته شده‏ایم، واپسین دغدغه، عالى‏ترین هدف و محورهمه تکاپوهاى خویش قرار دهیم.

ماهیت‏شک نهفته در ایمان

تیلیش همان‏طور که از ایمان تفسیر خاصى به دست داده است، از شک نیز، در این‏بحث، نوع خاصى را منظور مى‏دارد و بدیهى است عدم توضیح دقیق آن موجب‏سردرگمى مخاطب او خواهد شد. از این‏رو، ابتدا سه نوع شک بر مى‏شمارد و فقط یکى‏از آنها را سازگار با ایمان و بلکه از عناصر ذاتى ایمان مى‏داند.

اقسام شک از دیدگاه تیلیش

الف) شک روش‏شناختى: این نوع شک دستمایه پژوهش علمى است; هیچ فرضیه‏علمى نمى‏یابیم که فارغ از آن باشد، و هیچ متاله راست‏باورى نیز نیست که حقانیت آن رادر علوم تجربى مورد انکار قرار دهد. این نوع شک، شک در واقعیت‏ها یانتایج است. درفن‏آورى و صنعت، براى آن که بتوانند فرضیه‏ها را به کار بندند، با نوعى یقین‏مصلحت‏اندیشانه، از این شک در مى‏گذرند. این قسم شک خصیصه اولى هر نظریه‏است.

ب) شک شکاکانه: این نوع شک، در حقیقت، موضع عامى است در قبال هر اعتقادانسانى، چه تجارب حسى و چه اعتقادات دینى. شک شکاکانه واقعى هرگز صورت‏حکم به خود نمى‏گیرد، این شک رهیافتى است که هرگونه یقینى را مردود مى‏شمارد[19:2]. تیلیش در قبال این نوع شک موضع مى‏گیرد و آن را بدعاقبت دانسته، تداومش‏را با دلبستگى ذاتى انسان به «حقیقت‏» ناسازگار مى‏بیند. البته، در عین حال، براى آن‏کارکرد بیدارگرى و رهایى‏بخشى قائل است، ولى عقیده دارد که این شک مى‏تواند ازبسط شخصیت محورى انسان جلوگیرى کند. انسان شکاک نیز به‏کلى فاقد ایمان وحساسیت نسبت‏به غایت زندگى و حقیقت نیست، چرا که همین بدبینى به هر حقیقتى‏نشانه اهمیت‏حقیقت نزد او است، هر چند ایمان آدمى، با وجود این شک، ایمانى فاقدمحتواى خاص و بدون متعلق است. (22)

ج) شک وجودى: این شکى است که در هر خطر کردن وجود دارد [20:2]; تردیدى‏است که شخص دلبسته به امر به غایت مهم در خود احساس مى‏کند. نه شک‏روش‏شناختى دانشمند است و نه شک شکاکانه، که یک موضع فلسفى باشد، بلکه نفس‏آگاهى از عدم ایمنى است که در هر حقیقت وجودى حضور دارد [20:2]. ظاهرا مرادتیلیش از «امر وجودى‏» هر امرى است که مربوط به ساحت عمل و مجاهده یک موجودمتناهى باشد و به تعبیر دیگر، این‏جهانى (23) و همه‏روزه زندگى بشر باشد، در مقابل امورى‏که صرفا نظرى، ماهوى و انتزاعى هستند. شجاعتى که لازمه ایمان و از عناصر آن است‏آن عدم ایمنى را مى‏پذیرد. این شک البته با ایمان سازگار و بلکه از عناصر ذاتى ایمان‏است و پویایى ایمان بدان بسته است.

تیلیش تاکید دارد که شک فقط در فهم ایمان به مثابه واپسین دلبستگى و غایت زندگى‏لازمه ایمان به شمار مى‏رود، نه در ایمان به مفهوم اعتقاد به صدق چیزى.

نقش شک در پویایى ایمان

در دید تیلیش، شک حالتى نیست که گاهى عارض ایمان شود، بلکه یک ویژگى‏ساختارى براى ایمان است. تحلیل ساختار یک پدیده غیر از بیان حالتى از آن است، وخلط میان این دو، سبب بدفهمى‏هاى بسیار مى‏شود. از نظر تیلیش، شک از ذاتیات ایمان‏است که بدون آن اصلا ایمان ایمان نیست. «بدون یک کشش ناخواسته ذاتى و تصدیق‏شجاعانه در حالت دلبستگى واپسین به چیزى، ایمان وجود ندارد» [21:2].

فرق میان ایمان و بداهت‏بى‏واسطه منطقى یا مفهومى این است که در ایمان شک به‏عنوان عنصرى ساختارى، و نه یک حالت دائمى یا گذرا، حضور دارد و البته فقط گاهى‏بروز مى‏کند. ظهور شک به معناى نفى ایمان نیست، بلکه ظهور و بروز چیزى است که‏همواره در عمل ایمان بوده است و خواهد بود [22:2]. شک جدى مؤید ایمان است و ازجدى بودن دغدغه شخص نسبت‏به غایت و معناى زندگى حکایت مى‏کند، که این خودخصیصه اولى ایمان است. تیلیش معتقد است کشیشان (متصدیان امور دینى جامعه)باید شک وجودى را در خصوص پیام کلیساى خود (مدعاى دینى خود) تجربه کنند. به‏نظر او معیار قضاوت آنها درباره ایمان خود میزان واپسینى دلبستگى آنها نسبت‏به‏محتواى ایمان خویش و جدى بودن شک آنها است.

تیلیش در جایى ایمان را تنش مستمر میان خود و شک درونى خویش توصیف کرده‏است [61:5] و در عین حال، بناى ایمان را بر هدم شک متوقف نمى‏بیند. در نگاه او،ایمان به‏رغم «نه‏»ى شک مى‏گوید: «آرى‏»، ولى نه «نه‏»ى شک را مى‏زداید و نه ناآرامى‏آن را; ایمان راستین قلعه‏اى ایمن از شک نمى‏سازد، بلکه «نه‏»ى شک و ناآرامى ناشى ازعدم اطمینان را در خود مى‏پذیرد. چنین ایمانى لزومى ندارد از تحقیق آزادانه درباره‏واقعیت اعلا بهراسد [61:5].

شجاعت ایمان

تیلیش، همان‏گونه که شک را عنصر درونى و ذاتى ایمان بر مى‏شمرد، عنصر لازم دیگرى‏را نیز در ایمان شناسایى و بر آن تاکید مى‏کند. عنصر «شجاعت‏» در ایمان همان عاملى‏است که سبب مى‏شود تا مؤمن بعد غیریقینى ایمان را بپذیرد. به یاد داریم که تیلیش‏ایمان را از یک حیث‏یقینى و از حیث دیگر غیریقینى مى‏داند: از آن حیث که فرا گرفته‏شدن از سوى امرى قدسى را تجربه مى‏کند یقینى است، و از آن حیث که موجود متناهى‏نامتناهى متعلق ایمان خود را درک مى‏کند غیریقینى خواهد بود. «شجاعت‏» پذیرش عدم‏یقین موجود در ایمان است [22:2].

پویایى ایمان هنگامى بروز مى‏کند که انسان در مقام شجاعت‏آمیز عدم اطمینان قرارگیرد. شجاعت در ایمان مفهومى وسیع‏تر از مفهوم متداول خود را براى تیلیش افاده‏مى‏کند. او شجاعت ایمان را «تصدیق متهورانه وجود خود به‏رغم عوامل عدمى که ذاتى‏هر موجود متناهى است‏» تعریف مى‏کند [17:2]، و در جایى دیگر، بر عوامل و شرایطى‏که مى‏خواهد با تثبیت‏خود جلوى ما را بگیرد انگشت مى‏نهد و شجاعت ایمان را تکیه واعتماد به خود در برابر این عوامل مى‏داند [32:7].

همواره در کنار شجاعت در ایمان امکان شکست نیز حاضر است. خطر کردن لازمه‏لاینفک ایمان به شمار مى‏رود. خطر در حفظ دلبستگى واپسین تا به آخر و در این است‏که مبادا این مهم‏ترین دغدغه حقیقتا مهم‏ترین دغدغه من نباشد و روزى از آن دست‏بکشم. این تردید همیشه همراه شجاعت در ایمان باقى مى‏ماند. تردید اما نه در تجربه‏قدسى فرا گرفته شدن از سوى نامتناهى، بلکه در این است که آیا این دغدغه به‏حق برمسند آخرین و والاترین و مهم‏ترین دغدغه زندگى من نشسته است؟ و چون این حقیقت‏را نمى‏توان بى‏واسطه وجدان کرد، پذیرش آن، با وجودى که به‏شدت ما را فرا گرفته و به‏خود مى‏خواند، یک ریسک و مستلزم شجاعت است.

خطر ایمان بزرگ‏ترین خطرى است که انسان مى‏تواند بکند، زیرا اگر خلاف آن ثابت‏شود، در حقیقت، انسان خودش و حقانیتش را به چیزى وانهاده که ارزش آن را نداشته‏است; انسان مدار و محور خویش را از دست مى‏دهد بدون آن که شانسى براى حصول‏مجدد آن داشته باشد. اما خطر نه به لحاظ از دست دادن دغدغه نهایى است، چرا که «درشکست ایمان یک خدا ناپدید مى‏شود اما الوهیت مى‏ماند» [5:2]، بلکه به لحاظ اعتقادبه این است که فلان چیز مصداق حقیقى دغدغه نهایى ماست. و ایمان مستلزم تصدیق‏چیزى مشخص به عنوان غایت زندگى است، پس همواره مستلزم شجاعت است. تنهانقطه بى‏خطر که موضوع آگاهى بى‏واسطه و یقین ماست، واقع شدن ما در میان تناهى ولایتناهى بالقوه خویش است [18:2]، یعنى همه مى‏دانیم که یقینا متناهى هستیم و یقینابه نامتناهى گرایش داریم، اما این که آن نامتناهى که باید غایت زندگى ما قرار گیرد کدام‏است هیچ‏گاه به حد یقین نمى‏رسد.

ایمان و عقل

تیلیش معتقد است اگر ایمان را «مهم‏ترین دغدغه زندگى را داشتن‏» معنا کنیم، میان عقل‏و ایمان نزاعى نخواهد بود [1:2]. در توضیح این مدعا، براى عقل دو معناى کاربردى‏ذکر مى‏کند: 1. عقل فنى; 2. عقل به معناى ساختار معنادار ذهن و واقعیت. عقل فنى‏جنبه آلى دارد و ایمان (به عنوان محور فعالیت‏هاى انسانى) کاربرد این عقل را جهت‏مى‏دهد. و اما عقل به معناى دوم نیز خصیصه انسانیت است و ایمان اگر با آن مخالفت‏کند انسان را از انسانیت تهى خواسته است [1:2]. این خصیصه انسانى در ایمان پذیرفته‏مى‏شود، چرا که ایمان فرا گرفته شدن از سوى امرى نامتناهى و پذیرش شجاعانه آن،به‏رغم تردید وجودى نسبت‏به سرانجام کار، است. پذیرش این تردید وجودى، آن هم‏به عنوان عنصرى ضرورى در تحقق حالت ایمان، در حقیقت پذیرش عقل و ساختارذهن و واقعیت، در والاترین جایگاه خود است.

پى‏نوشتها:

1. Paul Tillich

2. Brandenburg

3. Breslau

4. Friedrich Wilhelm Schelling ،فیلسوف آلمانى (1854 - 1775).

5. Soren Kierkegard ،فیلسوف و عالم الهیات دانمارکى (55 - 1813).

6. عدد سمت چپ دو نقطه معرف شماره منبع استفاده‏شده است که با همین شماره در کتاب‏شناخت از آن یاد کرده‏ام، و عددسمت راست دو نقطه بیانگر صفحه (یا فصل) مورد نظر در آن منبع است.

7. این عنوان را «پویایى ایمان‏» ترجمه کرده‏اند. ر.ک: پل‏تیلیش، پویایى ایمان، ترجمه حسین نوروزى.

8. Ultimat Concern

9. Ultimate Seriousness

10. Unconditional Seriosness

11. Concern

12 . Centeral Act

13. Belief

14. theoretical Knowledge

15. Prescientific Evidence

16. Scientific

17. Certitude

18. Total Personality

19. اگر این را بپذیریم، باید این سؤال مهم را پاسخ دهیم که چرا نمى‏توان گفت ایمان در ماهیت‏خود فقط یکى از آن عناصر، مثلامعرفت، است و دیگر عناصر لوازم ماهیت ایمان یا لوازم کمال آن به شمار مى‏روند؟

20. Centered & Total

21. Self Transcending Quality

22. تیلیش در این تقسیم‏بندى دو چیز را روشن نمى‏کند: یکى این که آیا شک شکاکانه را باید شکى روان‏شناختى به شمار آورد;و دیگر این که آیا شک‏هاى روان‏شناختى دیگرى را نمى‏شناسیم که در بحث ایمان باید بر آن هم نظر داشت؟ به نظر مى‏رسدشک ناشى از از دست رفتن صفاى ضمیر و انحراف دل، که ناشى از عمل آدمى است، از این قبیل‏اند، و چون این قسم شک‏در بحث ایمان دینى نقش مهمى داراست، جاى آن در چنین بحثى خالى است.

23. Down to Earth

 



| نظرات [0]






: روایت‌های‌ تبشیری‌ (مروری بر تالیفات مبلغان مسیحی در ایران


|

نویسنده : هانیبال‌ گورگیز

روایت‌های‌ تبشیری‌ (مروری بر تالیفات مبلغان مسیحی در ایران)

میسیون‌ (مبلغ‌)های‌ مذهبی‌ مانند اگوستین‌های‌ پرتغالی ‌، کارملیت‌های‌ ایتالیایی‌ و کپوچینی‌های‌ فرانسوی‌ در اوایل‌ قرن‌ هفدهم‌ یا کمی‌ پیش‌ از آن‌ به‌ دربار پادشاهان‌ صفوی‌ اعزام‌ و در اصفهان‌ ساکن‌ شدند. این‌ هیات‌ها هر کدام‌ به‌ تهیه‌ لغت‌ نامه‌های‌ فارسی‌ پرداختند ، ولی‌ چون‌ در زبان‌ فارسی‌ به‌ اندازه کافی‌ مهارت‌ نداشتند تا در جهت‌ تبلیغ‌ دین‌ کتاب‌هایی‌ بنویسند و از آن‌ گذشته‌ وسیله‌ چاپ‌ در اختیار نداشتند ، هیچ‌ یک‌ اثری‌ از خود باقی‌ نگذاشتند.
در سده نوزدهم‌ سه‌ سازمان‌ خارجی‌ مسیحی‌ به‌ تدریج‌ در ایران‌ اجازه‌ فعالیت‌ یافتند و هر یک‌ اقدام‌ به‌ چاپ‌ و انتشار کتاب‌های‌ مسیحی‌ زبان‌ فارسی‌ کردند که‌ به‌ ترتیب‌ عبارتند از:
1- انجمن‌ بازل‌ (BASEL) سوئیسی‌/ آلمانی‌ که‌ ابتدا در قفقاز و سپس‌ در شمالغرب‌ ایران‌ فعالیت‌های‌ بیشتری‌ داشت‌.
2- انجمن ‌میسیون‌کلیسایی‌ (CHURCH MISSIONARY SOCIETY) که‌ اعضای‌ آن‌ همگی‌ انگلیسی‌ و در جنوب‌ ایران‌ مستقر بودند.
3- سازمان‌ میسیونری‌ کلیساهای‌ آمریکا که‌ در نواحی‌ شمال‌ و غرب‌ کشور فعالیت‌ داشت‌.

1- انجمن‌ بازل‌ کار میسیونری‌ خود را ابتدا در قفقاز و در میان‌ ارامنه‌ و نقاط‌ دیگری‌ در داخل‌ امپراتوری‌ روسیه‌ آغاز کرد ولی‌ بعدها به‌ فکر تبلیغ‌ در میان‌ طوایف‌ کرد ساکن‌ جنوب‌ غرب‌ شهر تبریز افتاد. اولین‌ نماینده‌ میسیون‌ بازل‌ در ایران‌ دکتر فاندر(DR. KARLGOTTLIEBP FANDER) بود که‌ در سال‌. 1248 ق‌ . 1832 م‌ به‌ ایران‌ آمد و در تبریز اقامت‌ کرد. نامبرده‌ از سال‌ها قبل‌ در شوشی‌ قفقاز اقامت‌ داشت‌ و همان‌جا ، نزد ایرانیان‌ زبان‌ فارسی‌ را فرا گرفت‌ و پس‌ از آن‌ مضامین‌ موعظه‌ خود را همراه‌ با توضیحاتی‌ به‌ صورت‌ کتاب‌ درآورد. سپس‌ به‌ کمک‌ یک‌ دستیار ایرانی ‌، مطالب‌ کتاب‌ را که‌ به‌ زبان‌ آلمانی‌ نوشته‌ بود به‌ فارسی‌ برگرداند و با همیاری‌ کریستیان‌ گوتلیب‌ بلو مهارت‌ یک‌ دست‌ حروف‌ تایپ‌ فارسی‌ از نوع‌ حروفی‌ که‌ انجمن‌ انجیل‌ بریتانیا برای‌ چاپ‌ کتاب‌های‌ مقدس‌ در لندن‌ استفاده‌ می‌کرد تهیه‌ کرد. بلو مهارت‌ حروف‌ دستگاه‌ چاپی‌ که‌ در سن‌ پیترزبورگ‌ تهیه‌ کرده‌ بود را به‌ شوشی‌ فرستاد و در آنجا با کمک‌ یک‌ متخصص چاپ‌ به‌ نام‌ یوت‌ کتاب‌ فاندر که‌ میزان‌ الحق‌ (BALANCE OF TRUTH) نام‌ داشت‌ در سال‌ .1835 م‌ .1251 ق‌ به‌ چاپ‌ رسانید.
میزان‌ الحق‌ در سایر کشورها نیز خوانندگان‌ زیادی‌ پیدا کرد ، از این‌ رو به‌ زبان‌های‌ دیگر نظیر عربی ‌، اردو و انگلیسی‌ ترجمه‌ و تا اوایل‌ قرن‌ بیستم‌ چند بار تجدید چاپ‌ شد. آخرین‌ بار با عنوان‌ «سنجش‌ حقیقت‌» در سال‌ .1934 م‌ .1313 ش‌ در 337 صفحه‌ چاپ‌ و توزیع‌ شد.
دکتر فاندر کتاب‌های‌ دیگری‌ نوشت‌ از جمله‌ «مفتاح‌ الصدق‌» یا «مفتاح‌ الاسرار» الوهیت‌ مسیح‌(KEY OF MYSTERIES) و«طریق‌ الحیات‌» یا «راه‌ زندگی‌» (THE WAY OF LIFE) که‌ نسخه‌ تجدید نظر شده‌ آن‌ سال‌ . 1930 م‌ 1309 ش‌ در 194 صفحه‌ چاپ‌ شد.
بیش‌ از این‌ از نگارش‌ و چاپ‌ کتاب‌ توسط‌ میسیون‌ بازل‌ اطلاعی‌ در دست‌ نیست ‌، ولی‌ بارها میسیون‌ به‌ چاپ‌ جزوات‌ مذهبی‌ به‌ زبان‌ فارسی‌ و توزیع‌ آن‌ها بین‌ فارسی‌ زبانان‌ علاقمند اقدام‌ کرده‌ است‌.

2- انجمن‌ میسیون‌ کلیسایی که‌ میسیون‌ انگلیکان‌ نیز گفته‌ می‌ شود ، در شهرهای‌ عمده‌ جنوب‌ ایران‌ یعنی‌ شیراز ، یزد ، کرمان‌ و حتی‌ اصفهان‌ فعالیت‌ داشته‌ و اعضای‌ آن‌ کتاب‌های‌ متعددی‌ به‌ شرح‌ زیر را چاپ‌ و منتشر کرده‌اند:
1- نماز نامه‌ کلیسای‌ ایران‌ - در سال‌.1882م‌/. 1261 ش‌ از روی‌ نمازنامه‌ رایج‌ در کلیساهای‌ انگلیس‌ به‌ فارسی‌ ترجمه‌ و چاپ‌ شد. در سال‌ .1896م‌/ .1275 ش‌ همین‌ کتاب‌ با اندک‌ تغییراتی‌ به‌ چاپ‌ دوم‌ رسید. چاپ‌ سوم‌ در سال‌ .1935م‌/ .1314 ش‌ در چاپخانه‌ «گلبهار» یزد در 225 صفحه‌ انجام‌ شد.
2-نور الانوار - منتخبی‌ است‌ از عهد عتیق‌ و عهد جدید که‌ در اصفهان‌ به‌ سال‌ .1886م‌/ .1265 ش‌ تالیف‌ و در لندن‌ چاپ‌ شد. چاپ‌ دوم‌ آن‌ نیز در سال‌ .1925م‌/ .1304 ش‌ در انگلستان‌ انجام‌ شد.
3-کتاب‌ سیاه‌ کوچک‌ - با 75 سرود که‌ در فاصله‌ سال‌های‌ 1910 تا .1920م‌/ .1299-1288ش‌ منتشر شد و مهمترین‌ کتاب‌ میسیون‌ محسوب‌ می‌شد.
4-روح‌ مسیح‌ تالیف‌ مری‌ (MARY) - مترجمان‌ این‌ کتاب‌ دکتر استیوارت‌ و امان‌ الله‌خان‌ بهی‌ هستند. ناشر آن‌ انجمن‌ ترویج‌ مسیحیت‌ در لندن‌ است‌ که‌ سال‌ .1927م‌/ 1306 ش‌ در 24 صفحه‌ چاپ‌ شد.
5 -سرود به‌ زبان‌ فارسی‌ و با آهنگ‌ شرقی‌ - در سال‌ .1928م‌/ 1307 ش‌ به‌ چاپ‌ رسید.
6 -کشف‌ الاسرار - که‌ درباره نبوت‌ انبیا است‌.
7-کتاب‌ مسمی‌ به‌ مشکوه‌ صدق‌ - پنجاب ‌، رلیجس‌ بوک‌ سوسایتی‌ (RELIGIOUS BOOK SOCIETY) انارکلی‌- لاهور- مؤلف‌ اصلی‌ این‌ کتاب‌ یکی‌ از علمای‌ بیت‌المقدس‌ و مصنف‌ نوبر شیرین‌ است‌. ترجمه‌ از عربی‌ به‌ فارسی‌ آن‌ 427 صفحه‌ و چاپ‌ آن‌ سنگی‌ است‌.
8-نوبر شیرین‌.
9-رساله‌ خدا یکی‌ است‌ دو نیست‌ - چاپ‌ سنگی‌ با خط‌ نستعلیق‌ در 13 صفحه‌ بدون‌ تاریخ‌.
10-تعلیمات‌ راجع‌ به‌ عشای‌ ربانی‌ - به‌ قلم‌ بیشاب‌ لینطن‌. چاپ‌ سنگی ‌، خط‌ نستعلیق‌ در 34 صفحه‌.
11-مژده‌ مسافرین‌ - به‌ قلم‌ خ‌ - ع‌ ، محب‌ النجس‌ البشری‌. در سال‌ .1931م‌/ .1309 ش‌ در چاپخانه‌ نیل‌ چاپ‌ شد.
12-اصول‌ اساسی‌ مسیحیت‌ - تالیف‌ «اردلی‌» چاپ‌ سال‌ .1956م‌/ 1335 ش‌. کتابفروشی‌ مهر آیین‌ اصفهان‌ در 68 صفحه‌.
13-نیابیع‌ الاسلام‌ - که‌ توسط‌ کشیش‌ دکتر تیزدال‌ (REV.W.ST.CLAIR TISDALL) به‌ زبان‌ انگلیسی‌ نوشته‌ و سپس‌ به‌ فارسی‌ ترجمه‌ شد.

3 - سازمان‌ میسیونری‌ کلیساهای‌ آمریکا این‌ میسیون‌ به‌ منظور تبلیغ‌ میان‌ نستوری‌ها (آشوری‌ها) ی‌ ایران‌ از سال‌ .1834م‌/ .1213 ش‌ در ارومیه‌ مستقر شد. در سال‌ .1840م‌/ .1219ش‌ یک‌ چاپخانه‌ مجهز تاسیس‌ کرد که‌ عمدتا در آن‌ کتاب‌های‌ زبان‌ آشوری‌ به‌ چاپ‌ می‌رسید ، ولی‌ این‌ چاپخانه‌ حروف‌ فارسی‌ و عربی‌ نیز در اختیار داشت‌ و گهگاه‌ بر حسب‌ ضرورت‌ به‌ چاپ‌ کتاب‌های‌ فارسی‌ مبادرت‌ می‌کرد. کتاب‌های‌ منتشره‌ توسط‌ این‌ میسیون‌ چه‌ در خارج‌ از کشور و چه‌ در داخل‌ از این‌ قرارند:
1- کتاب‌ کیف‌ در موضوع‌ دلایل‌ ایمان‌ مسیحی‌ - به‌ وسیله‌ جیمس‌ مریک‌ (JAMES MERRICK) به‌ زبان‌ فارسی‌ ترجمه‌ و در سال‌ .1846م‌/ .1235ش‌ در ادینبورگ‌ به‌ چاپ‌ رسید.
2- رساله‌ کشف‌ الآثار فی‌ قصص انبیای‌ بنی‌ اسرائیل‌ - یعنی‌ رساله‌ ذکر و تکمیل‌ اقوال‌ پیغمبران‌ و حواریان‌ عبرانی‌. تالیف‌ جیمس‌ مریک ‌، قسیس‌ نیگه‌ دنیایی‌ در ارومیه ‌، این‌ کتاب‌ در دارالسلطنه‌ «ادن‌ برنج‌» بدارالطباعه‌ تومس‌ کهنستیل‌ در سال‌ .1292ش‌/.1849م‌ در 191 صفحه‌ به‌ چاپ‌ رسید.
3 - مجموعه‌ سرودهای‌ مسیحی‌ - این‌ سرودها توسط‌ یوحنای‌ شماس‌ گردآوری ‌، توسط‌ جیمس‌ باست‌ (JAMES BASSET) میسیونر آمریکایی‌ مقیم‌ تهران‌ تکمیل‌ و در سال‌ .1876م‌/ .1255 ش‌ منتشر شد.
4- سیاحت‌ مسیحی‌ از این‌ جهان‌ به‌ جهان‌ آینده‌ - به‌ وسیله‌ پاطر نام‌ (J.L.POTTER) به‌ فارسی‌ ترجمه‌ و در سال‌ .1877م‌/ .1256ش‌ به‌ چاپ‌ رسید. مجددا در سال‌ .1922م‌/ 1301 ش‌ با خط‌ عبدالغفار همدانی‌ به‌ صورت‌ چاپ‌ سنگی‌ در 400 صفحه‌ چاپ‌ شد. چاپ‌ چهارم‌ در سال‌ .1940م‌/ .1318ش‌ در چاپخانه‌ بروخیم‌ تهران‌ در 234 صفحه‌ آماده‌ توزیع‌ شد.
5- انگلیون‌ مجید در عهد عتیق‌ و جدید - به‌ رخصت‌ معارف‌ ولایه‌ بیروت‌ الجلیله‌. در چاپخانه آمریکایی‌ در بیروت‌ به‌ سال‌ .1891م‌/ .1270ش‌ در 127 صفحه‌ منتشر شد. این‌ کتاب‌ در پنجاب‌ هند برای‌ فارسی‌ زبانانان‌ به‌ فروش‌ می‌رسید.
6- سؤال‌ و جواب‌ مسیحی - عنوان‌ کتابی‌ است‌ که‌ در سال‌های‌ پایانی‌ قرن‌ نوزدهم‌ چاپ‌ شد.
7- خلاصه‌ الاسفار - توسط‌ جیمس‌هاوکس‌ (JAMES HAWKS) تهیه‌ شده‌ و مقدمه‌ای‌ بر اسفار مقدس‌ است‌ که‌ در جلفای‌ اصفهان‌ با چاپ‌ سنگی‌ منتشر شد.
8- رتبه‌ الانسان‌ فی‌ حیات‌ دکتر کاکران‌ - که‌ ویلیم‌ شید (W.SHEDD) مدیر و معلم‌ مدرسه‌ آمریکایی‌ موسوم‌ به‌ معرفت‌ به‌ زبان‌ انگلیسی‌ تصنیف‌ و تالیف‌ کرد و میرزا یوسف‌خان‌ شیرازی‌ لسانحضور، ناظم‌ و مدرس‌ این‌ مدرسه‌ همین‌ نسخه‌ را به‌ زبان‌ فارسی‌ ترجمه‌ کرد که‌ در ارومیه‌ ، در چاپخانه‌ آمریکایی‌ سال‌ .1325ش‌/ .1907م‌ در 53 صفحه‌ چاپ‌ شد.
9- دکتر موسی‌ از شاگردان‌ دکتر هولمز (DR.HOLMS) رساله‌ای‌ برای‌ دعوت‌ مردم‌ به‌ کیش‌ مسیح‌ با هزینه‌ شخصی‌ منتشر کرد که‌ سال‌ انتشار این‌ رساله‌ 103 صفحه‌ای‌ .1901م‌/ .1280 ش‌ است‌.
10- شهادت‌ قرآنی‌ بر کتاب‌های‌ ربانی‌.
11- شهادت‌ - این‌ کتاب‌ فهرستی‌ است‌ از پیشگویی‌های‌ انبیا درباره ظهور حضرت‌ عیسی‌ که‌ توسط‌ لوید داگلاس‌ عضو میسیون‌ تهیه‌ شده‌ است‌. همین‌ کتاب‌ در چاپ‌های‌ بعدی‌ با عنوان‌ «اخبار انبیا» منتشر شده‌ است‌.
12- اصول‌ ایمان‌ مسیحی‌.
13- اعترافات‌ الکندی‌. عبدالمسیح‌ بن‌ اسحق‌ کندی‌.
14- مکالمات‌ محبتانه‌.
15- جوان‌ طبال‌ - مؤلف‌ آنی‌ مونتگمری‌ (MISS ANNIE MONTGOMERY) مدیر مدرسه‌ دخترانه همدان‌. این‌ کتاب‌ به‌ چاپ‌ چهارم‌ نیز رسیده‌ است‌.
16- کتاب‌ سرودهای‌ روحانی‌ - در سال‌ .1925م‌/ .1304ش‌ در چاپخانه‌ بوستنای‌ تهران‌ در 82 صفحه‌ چاپ‌ شد.
17- کتاب‌ بیان‌ اصول‌ و فروع‌ دین‌ مسیحی‌ انجیلی‌. تالیف‌ ج‌.ل‌. پاطر که‌ چاپ‌ دوم‌ آن‌ در .1926م‌/ 1305 ش‌ در چاپخانه فاروس‌ تهران‌ در 136 صفحه‌ صورت‌ پذیرفت‌.
18- کتاب‌ ستاره‌ درخشان‌ - از وان‌ دایک‌ - ترجمه‌ احمد نخستین‌ ، معلم‌ کالج‌ آمریکایی‌ تهران‌ که‌ در سال‌ .1926م‌/ 1305ش‌ در 86 صفحه‌ چاپ‌ شد.
19- مطلب‌ کل‌ دعا - (ME CONKEYS PRAYER IN PERSIA) که‌ توسط‌ ج‌. ل‌. پاطر ترجمه‌ و با خط‌ نستعلیق‌ ، در 196 صفحه‌ منتشر شد.
بعدها با توافقی‌ که‌ به‌ عمل‌ آمد دو انجمن‌ اخیر یعنی‌ میسیون‌ کلیسیایی‌ انگلیکان‌ و سازمان‌ میسیون‌ آمریکایی‌ پریز توری‌ با هم‌ ادغام‌ شدند و برای‌ انتشار کتاب‌های‌ مسیحی‌ »بنیاد کمیته‌ ادبیات‌ مسیحی‌« را در سال‌ .1926م‌/ 1305 ش‌ به‌ وجود آوردند و دکتر وایشم‌ (M.N.WYSHAM) دبیر آن‌ شد. از آن‌ تاریخ‌ به‌ بعد تمامی‌ کتاب‌هایی‌ که‌ چاپ‌ و منتشر می‌شود ، متعلق‌ به‌ این‌ بنیاد است‌.
1- عقیده‌ یکنفر ژاپنی‌ در خصوص‌ راه‌ نجات‌ ، توسط‌ پولس‌ کنمری‌ تالیف‌ و سال‌ .1927م‌/ 1306 ش‌ در 90 صفحه‌ چاپ‌ شد.
2- اتمام‌ حجت‌- این‌ کتاب‌ در سال‌ .1927م‌/ .1306ش‌ در چاپخانه بیروت‌ لبنان‌ به‌ چاپ‌ رسید.
3- قاموس‌ کتاب‌ مقدس‌- از جیمس‌هاوکس‌ و ویلیام‌ وایشم‌ که‌ توسط‌ حسین‌ حجاری‌ به‌ فارسی‌ ترجمه‌ و در سال‌ .1928م‌/ .1307ش‌ در 988 صفحه‌ در چاپخانه آمریکایی‌ بیروت‌ به‌ چاپ‌ رسید.
4- تفسیر رساله‌ پولس‌ رسول‌ به‌ رومانیان‌- تالیف‌ میلی‌ و علی‌ نخستین‌ سال‌ .1928م‌/ 1307 ش‌. این‌ کتاب‌ در چاپخانه آمریکایی‌ بیروت‌ در 182 صفحه‌ به‌ چاپ‌ رسید.
5- پادشاه‌ محبت- شرح‌ حال‌ عیسی‌ مسیح‌. تالیف‌ میس‌ کنستانس‌ پادویک ‌، در سال‌ .1929م‌/ .1308ش‌ در 148 صفحه‌ چاپ‌ شد.
6- شهر درخشان- یک‌ تمثیل‌ روحانی‌. تالیف‌ اولین‌ گارات‌ (EVELYN R. GARRATT) در سال‌ .1930م‌/ .1309ش‌ در چاپخانه‌ فاروس‌ تهران‌ چاپ‌ شد.
7- سرباز خدا در آفریقا- در سال‌ .1930م‌/ .1309ش‌ در 61 صفحه‌ در چاپخانه‌ نیل‌ چاپ‌ شد.
8- تاریخ‌ کلیسای‌ قدیم‌ در امپراتوری‌ روم‌ و ایران‌- تالیف‌ ویلیام‌ میلی‌ (W.MILLER) و ترجمه‌ علی‌ نخستین‌. در لیپیک‌ آلمان ‌، سال‌ 1931م‌. / .1310ش‌ در 360 صفحه‌ به‌ چاپ‌ رسید.
9- مضرات‌ الکل‌- کنفرانس‌ دکتررضازاده‌ شفق‌ در کالج‌ آمریکایی‌ تهران‌ است‌ که‌ سال‌ .1931م‌/.1310ش‌ توسط‌ انتشارات‌ روزنامه‌ کوشش‌ در 51 صفحه‌ به‌ بازار عرضه‌ شد.
10- تفسیر رساله‌ به‌ عبرانیان‌- تالیف‌ کریستی‌ ویلسن‌ و 4 یوسفی‌. سال‌ .1931م‌/ .1310ش‌ در 131 صفحه‌ چاپ‌ شد.
11- تاریخچه‌ مدرسه‌ متوسطه‌ آمریکایی‌ همدان- که‌ شامل‌ سرودهای‌ روحانی‌ است‌ و در چاپخانه‌ «کیمیا» همدان‌ در سال‌ 1932/1311 چاپ‌ شد.
12- تفسیر کتاب‌ اعمال‌ رسولان- تالیف‌ ویلیام‌ میلر آمریکایی‌ و ترجمه احمد نخستین ‌، در سال‌ .1932م‌/ .1311ش‌ در چاپخانه اوگوست‌ پریس‌ در لیپزیک‌ آلمان‌ در 400 صفحه‌ به‌ چاپ‌ رسید.
13- تاریخچه مدرسه‌ متوسطه‌ آمریکایی‌ اناث‌ همدان ‌، شامل‌ سرودهای‌ روحانی‌. چاپ‌ چاپخانه «کیمیا»ی‌ همدان ‌، سال‌ .1933م‌/.1312ش‌
14- تفسیر انجیل‌ لوتا- تالیف‌ ویلیام‌ میلر و ترجمه احمد نخستین‌ در چاپخانه بروخیم‌ تهران ‌، سال‌ .1934م‌/ .1313ش‌ در 371 صفحه‌ چاپ‌ شد.
15- بخشش‌ مسیحی‌ تالیف‌ دکتر کریستی‌ ویلسن‌. سال‌ .1934م‌/.1313ش‌ چاپخانه‌ بروخیم‌ تهران‌ در 12 صفحه‌ به‌ چاپ‌ رسید.
16- سرگذشت‌ سادوساندرسنگ- داستان‌ زندگی‌ و زحمات‌ شیخی‌ در پنجاب‌ هندوستان‌ تالیف‌ ویلیام‌ میلر در سال‌ .1935م‌/ .1314ش‌ چاپخانه‌ بروخیم‌ تهران‌ در 152 صفحه‌ چاپ‌ شد.
17- کشف‌ الایات- از دکتر جان‌ الدر که‌ چاپ‌ آن‌ سال‌ .1935م‌/ .1314ش‌ در چاپخانه بروخیم‌ تهران‌ در 244 صفحه‌ صورت‌ گرفت‌.
18- تمسک‌ به‌ خدا- نگارش‌ دکتر سموئیل‌ زویمر آمریکایی‌ که‌ سال‌ .1938م‌/ .1317ش‌ در چاپخانه‌ بروخیم‌ تهران‌ در 98 صفحه‌ به‌ چاپ‌ رسید.
19- سرگذشت‌ پولس‌ رسول‌- براساس‌ معتقدات‌ مسیحی‌ سال‌ .1938م‌/ .1361ش‌ در چاپخانه‌ بروخیم‌ تهران‌ چاپ‌ شد.
20- کتاب‌ حیات‌ یا تفسیر انجیل‌ یوحنا به‌ ترجمه‌ و نگارش‌ ویلیام‌ میلر که‌ چاپ‌ آن‌ سال‌ .1941م‌/ .1320ش‌ در چاپخانه‌ بروخیم‌ تهران‌ در 447 صفحه‌ انجام‌ شد.
21- پرورش‌ کودک- تالیف‌ گریس‌ پین‌ (G.PAYN) سال‌ .1942م‌/ .1321ش‌ در 104 صفحه‌ به‌ چاپ‌ رسید.
22- نظارت‌ مسیحی‌- به‌ قلم‌ کیدی‌ آلن‌ آمریکایی‌ در چاپخانه‌ فاروس‌ تهران‌ سال‌ .1943م‌/ .1322ش‌ در 154 صفحه‌ منتشر شد.
23- زندگانی‌ خانواده‌ مسیحی‌- به‌ قلم‌ مسیزبویس‌ و ترجمه‌ صغرا خانم‌ آذرمی‌ سال‌ .1944م‌/ .1323ش‌ در چاپخانه‌ فاروس‌ در 166 صفحه‌ چاپ‌ شد.
پس‌ از عزیمت‌ دکتر وایشم ‌، دکتر جان‌ الدر جانشین‌ وی‌ شد و نام‌ بنیاد مذکور به‌ کمیته‌ «ادبیات‌ شورای‌ کلیسای‌ ایران‌» تغییر یافت‌. از اقدامات‌ مهم‌ آن‌ که‌ در سال‌های‌ پایانی‌ جنگ‌ جهانی‌ دوم‌ صورت‌ گرفت‌ تاسیس‌ بنگاه‌ انتشاراتی‌ نور جهان‌ است‌ که‌ اکثر مسؤولان‌ آن‌ از ایرانیان‌ مسیحی‌ بودند. بنگاه‌ مزبور که‌ از جمله‌ قدیمی‌ترین‌ مؤسسات‌ انتشاراتی‌ ایران‌ است ‌، توانست‌ صدها جلد کتاب‌ برای‌ رده‌های‌ سنی‌ مختلف ‌، به‌ خصوص‌ کودکان‌ و نوجوانان‌ منتشر کند که‌ فهرست‌ نسبتا کاملی‌ از آنها تهیه‌ و توزیع‌ شده‌ است‌

 



| نظرات [0]






: معرفی کتابی از اسقف دهقانی


 

نقدوبررسی کتاب یک چاه و دو چشمه از تفت تا ونچستر

نویسنده کتاب : ح.ب.دهقانی تفتی

نقد ادبی، و سنجش سخن بویژه نقد و بررسی کتاب کار آسانی نیست ، با توجه به اینکه در ادبیات مسیحی ایران  تا کنون به آن  توجه نشده ، چرا که جامعه مسیحی ایران هنوز در زمینة کتاب و کتابخوانی نتوانسته مخاطبین خود را پیدا کند ، تیراژ کتابها نشان از این وضعیت دردناک دارد و از طرفی، همواره یک بی تابی و  نا شکیبایی در نقد و بررسی کتابهای مسیحی اعم از الهیات ، تاریخ و هنر وجود دارد که این امر را تا حدودی مشکل کرده است .

در ادبیات معاصر ایران ، داستان نویسی جایگاه والا و مشخصی برای خود دارد ، و همچنین فراز و نشیب های فراوانی رانیز طی نموده است . نسلی قوی از نویسندگان بزرگ  در تاریخ ادبیات معاصر اثرهای بزرگی از خود خلق نمودند و نسل دنباله رو آنها نیز ، در قلمرو داستان نویسی بلند، تجربه های مفیدوگاه هم ناموفق داشته اند.

انتشار داستان یک چاه و دو چشمه تجربه ای خاص و نوینی است درعرصة داستان نویسی بلند ، و نگاه تازه ای دارد به انسان ، مبارزه و آرمان گرایی در غالب یک داستان بلند ، با ساختاری قوی و صمیمی . داستان با زندگی شخصی آغاز می شود که از یک روستای فقیر واقع در یزد ایران بدنیا می آید و زندگی او با یک انتخاب شروع میشود و سپس با سالها رنج و مبارزه تداوم می یابد و سرانجام به یک شهر دیگری به نام ونچستر ادامه می یابد  این کتاب ما را از روستای تفت و جاده های  یزد عبور می دهد و به شهر زیبای اصفهان می کشاند که در آنجا شخصیت اصلی داستان ، سالیان زیادی را گذرانده . در این سرگذشت که سراسر آن کشش و جاذبه است ،اصیل ترین و مانوس ترین قصه ها را به یاد می آورد ، روایتی است از ایمان و حدیثی است از فداکاری و بخشش . در این کتاب نه تنها  با عواطف و احساسات رقیق شاعری عاشق روبرو هستیم ، بلکه در همه جا عمق اندیشه ناب مسیحی را باز می یابیم ، که هم مؤمن است و هم عصیانگر ، و هم مضطرب است و هم آرام ، در عین زخمی بودن بخشش نیز به همراه دارد. نویسنده تسلط خاصی بر شخصیت های داستان دارد و با ذهنی جستجو گر آنها را دنبال می کند گویی که سالها با آنها زندگی کرده است ، دهقانی ادبیات را می شناسد با ابزارهای داستان نویسی و رمان آشنایی دارد ، شخصیت پردازی برای او فقط تنها در غالب تصویر نیست چرا که خود او شخصیت اصلی و واقعی داستان است ، و همه آنچه را که نقل کرده است حوادث  زندگی گذشته اوست که او تمام آنها را بطور واقعی لمس و تجربه نموده است. یک چاه و دو چشمه ، یک انتخاب رابه ما نشان می دهد نه یک تغییر مذهب را ، چرا که نویسنده در ابتدای مقدمه کتاب چنین می نویسد :

.(...باز گو نکردن داستان زندگی من، نه ترازدی ملی است و نه خطری جهت جامعه بشری ، پس چرا می نویسم ؟

در دوران زندگی خود، نه کار خارق العاده ای انجام داده و نه اثرمهمی از خویش بیادگار گذارده ام. اما می دانم که در مقایسه با همقطاران و هم پایه های خود، حیاتی نسبتاً متفاوت و غیرعادی داشته ام، در نظر اکثر هم میهنانی که با من آشنائی عمیق نداشته و از حال درونم آگاه نبوده اند، پرورش اولیه، معتقدات دینی، کار و فعالیت و بالاخره نوع زندگانی ام بسیار عجیب و غیر عادی جلوه کرده است،به تصوّرآنان شخصی بوده ام که از اصل و ریشه وکسان خود را بریده و به مردمی که با ایشان تعلقی نداشته پیوسته ام، آئین و رسوم آباء و اجدادی خود را رها کرده و هوّیت دیگران را به عاریت گرفته ام، خود، اذعان دارم که رویهمرفته سرگذشتی داشته ام غیر عادی و به نوع خود، تا حدّی نادر، ولی این را هم یقین دارم که نه فقط هویّت و اصالت خود را از دست نداده ام، بلکه دارای هویتی شده ام بسیار عمیق تر، وسیع تر و سالم تر ، به عبارت دیگر نه فقط هویت خود را نباخته ام ، بلکه آنرا به نحو احسن ساخته  و پرداخته ام، بطوری که خویشتن را شخصیتی می بینم شاد، هم آهنگ با واقعیّات حیات، خشنود و راضی....).

دهقانی توانسته با تصویر سازی از موقعیت و حادثه های مختلف، با استفاده از شیوه اعجاز در داستان نویسی، خواننده را به یک انتخاب سوق  دهد، انتخابی که ریشه در تغییر مذهب ندارد، و همچنان  به گم شدن هویت ختم نمی شود بلکه سرانجام انسان را ، به هویّت تازه ای می رساند که شناسنامه آن، به مسیح تعلق دارد ونویسنده در قسمت پایانی کتاب، این هویّت را برای خواننده ، چنین بیان می کند.(....رویهمرفته سرگذشتی است بی سابقه و عجیب، از دشواری ها و نشیب و فراز ها، از اشک ها و شادی های آن آگاه شدید، گاهی مانند مزمور نویس ناله کرده ام که من در زمین غریب هستم  و  نزد برادرانم اجنبی شده ام و نزد پسران مادر خود غریب، ولی سرانجام به این نتیجه رسیده ام که از این به بعد غریب و اجنبی نیستید بلکه هم وطن مقدسین هستید و از اهل خانه خدا،  آیا هویّت باخته شده ام یا هویّت ساخته؟ شک ندارم که با گذشتن از پستی و بلندی ها و تحمل مشکلا ت زندگی و ادامه به ایمان، نه فقط هویّت خود را نباخته ام بلکه دارای هویّتی غنی تر، آزاد تر و متعال تر شده ام که انجیل آن را زندگی فرزندان خدا نامیده است،  به آن کسانی که او را قبول کردند قدرت داد تا فرزندان خدا گردند .چه هویتی متعالی تر از این ؟ هویّتی که مسیحیت آن را خلقت تازه می داند ...اگر کسی در مسیح باشد خلقت تازه ایست، چیز های کهنه در گذشت اینک همه چیز تازه شده..).

کتاب یک چشمه و دو چاه از تفت تا ونچستر در چها صد و هفتاد و هفت صفحه ، از انتشارات سهراب کتابیست خواندنی و قابل تعمق .نمونه ایست از  جنگ نیکوی  انسانها ، برای استقرار ملکوت مسیح ، و هم چنین ایستادن برای ادامه یک انتخاب و سرانجام پذیرش تمام رنج و دردها  .  چرا که  یقین می دانیم  دردهای زمان حاضر نسبت به آن جلالی که در ما ظاهر می شود ، هیچ است. مطالعه این رمان را به همه دوستداران هنر و ادب فارسی و بویژه به مسیحیان ایرانی توصیه می کنیم.

 

 



| نظرات [0]






: معرفی کتاب


اخیراً کتاب «نورآوران» نوشته نهال تجدد با ترجمه میترا معصومی از فرانسه به فارسی منتشر شده است. این کتاب در قالب یک رمان تاریخی به وضعیت ادیان رایج در ایران عصر ساسانی به خصوص مانویت و مسیحیت و رقابت ها و منازعات آنها می پردازد.

در گفت وگویی که با او داشتیم او در مورد دلیل نگارش کتاب و جلب توجهش به موضوع آن این گونه توضیح می دهد: «علاقه من به این موضوع به زمان نگارش تز دکترایم برمی گردد که بر روی متون مانوی و مسیحی نستوری به زبان چینی کار می کردم. از جمله به متنی مانوی به زبان چینی برخوردم که مبلغی ایرانی در قرن هشتم میلادی در زمان حکومت سلسله تانگ در چین برای گرفتن اجازه تبلیغ در آن به شرح اصول عقاید مانوی پرداخته بود.»او برای تز دکترایش، به ترجمه و تصحیح انتقادی این متن پرداخت و آن را با «آئین دین مانی؛ مانی بودای روشنایی» در سال ۱۹۸۷ به چاپ رساند. او در مورد این متن می گوید: «برای من که ایرانی بودم و در زمینه فرهنگ چین کار می کردم این متن که به وسیله یک مبلغ ایرانی نوشته شده بود بسیار جالب بود، اهمیت این متن برای محققان از این جهت است که برای اولین بار با نوشته ای روبه رو هستیم که یک مانوی در شرح اصول عقاید خود نوشته است، در حالی که در جاهای دیگری که در مورد مانویت توضیح داده شده است مانند کتاب الفهرست ابن الندیم یا نوشته سنت آگوستین، این کار توسط افراد غیرمانوی انجام گرفته است.»

متن مورد بحث جزو مجموعه بزرگی از اسناد به زبان های مختلف رایج در آن دوره بوده است که در قرن یازدهم میلادی هنگام رواج اختناق مذهبی در چین در منطقه دوان خوانگ در شمال غرب چین در غارهای معروف به غار های هزار بودا پنهان شده بود.این اسناد که شامل ۷۰ هزار طومار می شد در سال ۱۹۰۸ به وسیله باستان شناس فرانسوی «پل پلیو» کشف شد. پلیو یک سوم این اسناد و نوشته ها را از دولت چین خرید و با خود به فرانسه آورد.اصل این اسناد اکنون در کتابخانه ملی فرانسه موجود است.

یکی از جنبه های مهم دیگر این اسناد به گفته تجدد این است که: «این نوشته ها به زبان های مختلف از جمله ختنی، کوشانی و سغدی هستند که تا آن موقع متنی از آنها در دست نبود.»

در میان این اسناد متون مربوط به مسیحیان نستوری چین نیز وجود داشت که یکی از این متون را هم به نام «در ستایش تثلیث مقدس» به وسیله تجدد به فرانسه ترجمه شده است. در مورد رواج مسیحیت در چین هم مبلغان ایرانی نقش اصلی را به عهده داشته اند. تجدد توضیح می دهد که برخلاف انتظار رواج دین بودا نیز در چین به وسیله مبلغان ایرانی صورت گرفته است: «در قرن دوم میلادی شاهزاده ای پارتی که در منابع چینی از او با نام «آن شیگائو» یاد می شود، پس از گرویدن به آئین بودا سلطنت را رها می کند و به عنوان مبلغ دین بودا به چین می رود و بعدها پارتیان و سغدیان در دوره ای دویست ساله به تروج بودیسم در چین می پردازند.»

تجدد می گوید چون تصمیم داشت در مورد چگونگی رواج ادیان مانوی و مسیحی در چین کتابی را تالیف کند، با توجه به منشاء ایرانی رواج آنها در چین تصمیم گرفت، تاریخ تحولات این ادیان را در ایران پیش از اسلام در عصر ساسانی بنویسد. او برای آنکه بتواند با عده بیشتری از مخاطبان ارتباط برقرار کند قالب رمان تاریخی را انتخاب کرد و حاصل کار کتاب «نورآوران» شد که در سال ۱۹۹۳ انتشارات پلون در فرانسه آن را به چاپ رساند. خود او می گوید: «هدفم این بود که با الگو گرفتن از داستان های نظامی، رمانی بنویسم که در عین داشتن سندیت تاریخی دارای جذابیت های ادبی هم باشد.»او بعد ها در سال ۲۰۰۰ در همین قالب رمان تاریخی کتابی با نام «در شرق مسیح: زندگی و مرگ مسیحیان در چین دوران تانگ» نوشت. این کتاب چگونگی ورود مسیحیت به چین در نیمه قرن هفتم به وسیله مبلغان ایرانی تا نابودی آن را در قرن شانزدهم میلادی توصیف می کند. این کتاب نیز به وسیله میترا معصومی در دست ترجمه است و به زودی منتشر خواهد شد.

درباره مسیحیت در ایران تجدد اشاره می کند: «در مورد تاریخ مسیحیت در ایران پیش از اسلام منابع کمی در اختیار داریم و تنها آقای سعید نفیسی سال ها پیش در این مورد کتابی نگاشته اند و کتاب «نورآوران» از معدود کتاب ها در این زمینه است.»او در مورد رواج مسیحیت در ایران توضیح می دهد: «نقطه عطف رواج مسیحیت در ایران به زمان شاپور اول ساسانی باز می گردد. شاپور اول پس از شکست دادن والرین امپراتور روم، هفتاد هزار رومی را که عمدتاً مسیحی بودند با خود به ایران آورد. این مسیحیان نقش مهمی را در دربار ساسانی پیدا می کنند و از جمله در ترجمه و نیز شهرسازی به فعالیت مشغول می شوند و نقش فرهنگی عمده ای را به عهده می گیرند. در دوره شاپور اول دین زرتشتی هنوز به دین رسمی بدل نشده بود. این مسیحیان مانند مانی که در همان زمان با شاپور در ارتباط بود- امید داشتند که او را به مسیحیت جلب کنند.پس از مرگ شاپور اول با قدرت یافتن کرتیر موبد موبدان در زمان شاپور دوم آزار غیر زرتشتیان آغاز می شود. مانی کشته و آزار و کشتار این مسیحیان هم آغاز می شود؛ چرا که در همان زمان کنستانتین قیصر روم هم مسیحی و مسیحیت دین رسمی امپراتوری روم می شود. با توجه به جنگ درازمدت بین امپراتوری ایران و روم، این مسیحیان در زمره جاسوسان قرار می گیرند و ۱۶ هزار نفر از آنها در طول دوره ای ۴۰ ساله کشته می شوند.

مسیحیان ایران برای رهایی از این آزار ها در سال ۴۲۴ میلادی اعلام استقلال می کنند و رابطه خود را با کلیسا های غربی قطع می کنند. در همان دوران به دنبال جدال های عقیدتی در مورد ماهیت مسیح، نستوریوس اسقف قسطنطنیه در سال ۴۳۰ میلادی مرتد اعلام می شود. ایرانیان مسیحی که از طریق رفت و آمد به مدرسه مسیحی ادس در مرزهای غربی ایران با عقاید نستوری آشنا شده بودند و نیز به دنبال مهاجرت برخی از مدرسان این مکتب به ایران، مشی نستوری را برمی گزینند.و به این ترتیب کلیساهای شرقی یا (Persian Churh) به وجود می آید.»در گفت وگویمان با تجدد او به نفوذ مجدد مسیحیان در دربار ساسانی در دوره انوشیروان به بعد اشاره می کند: «از دوره انوشیروان به بعد از آنجایی که بسیاری از مادران شاهان ساسانی مسیحی بودند در دربار ساسانی نقش عمده ای یافتند. این مسیحیان به زبان های مختلف تسلط داشتند و با طبقات مختلف جامعه ساسانی مراوده می کردند. آنها به اصطلاح به یک قشر پیشرو روشنفکر بدل شده بودند. نفوذ مسیحیت در اواخر دوره ساسانی به حدی رسیده بود که اگر اسلام ظهور نکرده بود، ایران به دین مسیح درمی آمد.»

در انتهای مصاحبه تجدد مختصراً به سایر کارهایش اشاره کرد، از جمله ترجمه ای که از صد غزل شمس به همراه مادرش مهین تجدد و همسرش ژان کلودکاریر نمایشنامه نویس و فیلمنامه نویس فرانسوی انجام داده و در سال ۱۹۹۳ به چاپ رسیده است. او همچنین به یکی از کارهای تحقیقی اش در مورد بودیسم اشاره می کند: «در این کار سعی کرده ام که مضامین بودایی را که در سوتراهای چینی وجود دارد با اشعار عرفانی خراسانی تطبیق دهم و این کار را با منطق الطیر عطار شروع کرده  ام. در این تحقیق هفت وادی سیر و سلوک ذکر شده در منطق الطیر را با مراحل سیر و سلوک به سوی نیروانا معادل یابی کرده  ام.»

 



| نظرات [0]








آخرین مطالب

  • مسئله ایمان و شک از دیدگاه پل‏تیلیش
  • روایت‌های‌ تبشیری‌ (مروری بر تالیفات مبلغان مسیحی در ایران
  • معرفی کتابی از اسقف دهقانی
  • معرفی کتاب
الهیات

http://www.icf.blogsky.com


موضوعات

بایگانی



صفحه اصلی مجله=صفحه اول مجله



خانه پیوند

پیوند روز
فارسی نت


FarsiNet small logo

برکت بر شما باد



نشریه گندم



مجله شبان


مجله کلمه


سایت تعلیمِی کلام خدا



رادیو صدای انجیل مجری کشیش رضا مسعودی شما می توانید برنامه امروز را ازهمین جا بشنوید



فیلم عیسی مسیح این فیلم را ازهمین جا ببینید



کتاب مقدس فارسی مِیتوانید ازهمین جا مطالعه کنید



سازمان خدمات مسیحی رضا صفا



سازمان خدمات مسیحی امانوئل


کلیسای ایرانیان گلاسگو


ایمیل بزبان فارسی



سایت زیبای عیسی مسیح


کلیسای مژده عیسی مسیح


مرکز پژوهش های مسیحی



دوره شاگرد سازی


می توانید با مسیحیان سایر کشورها صحبت کنید


سایت کلیسای فارسی


k







جستجو

جستجو در وبلاگ






خبرنامه

برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری



آمار وبلاگ

کل بازدید ها : 8675

دایرکتوری مسیحی: فارسی نت